الشيخ حسين المظاهري
44
معارف اسلام در سوره يس (فارسى)
پيامبر ما پيامبرى نيايد ؟ مگر امت آخرالزمان چه گناهى مرتكب شدهاند كه بايد دستشان از عالم وحى و از عالم ملكوت كوتاه شود ؟ جان كلام همينجاست كه اگر قانونى بعد از اين قانون بيايد ، يا پيامبرى بعد از اين پيامبر بيايد ، اين قانون « لغو » است ، در دستگاه ربوبى لغويت لازم مىآيد . چون پيامبر ( ص ) براى رفع نواقص مىآيد ، براى اينكه ناقصى را تمام كند يا نبودى را بود نمايد . اگر نقصى در اسلام نباشد و بتواند جامعهء بشريت را اداره كند ، اگر قانونش با همه ملتها و انسانها و با فطرت و طبع آنها سازگار باشد چرا بعد از اين قانون ، قانون ديگرى بيايد ؟ مىگويند يكصد و بيست و چهار هزار نفر پيامبر آمدهاند . ما دو نوع نبى داريم : تشريعى و تبليغى . 1 - انبياء تشريعى : يك عده از انبياء ( تقريباً 114 نفر ) آنهايى هستند كه كتاب و قانون آوردهاند . قانون آوردهاند براى اينكه قانون قبلى يا ناقص بوده يا كاملًا مطابق با فطرت نبوده و يا از بين رفته است . تورات و انجيل فعلى خرافى است و آسمانى نيست ، لذا پيامبر ما براى اينكه نبودى را بود كند ، قانونى را بياورد كه با فطرت همگان سازگار باشد و براى همگان باشد نه مخصوص عدهاى ، از طرف خداوند بزرگ براى انجام اين مأموريت برگزيده شد . 2 - انبياء تبليغى : مثل حضرت شعيب ، خضر ، يونس ، هارون و مابقى پيامبران . اينها همه انبياء تبليغاند ، يعنى انبيائى هستند كه زدين نبى تشريعى تبليغ مىكنند . همانطور كه در زمان خود حضرت ابراهيم مبلغ وجود داشت . مثل حضرت لوط كه پيامبر بود اما از خود چيزى نداشت و دين حضرت ابراهيم را ترويج مىكرد . پيامبرهايى كه در زمان بنىاسرائيل بودند ، تعدادشان هم زباد بود كه حتى در بعضى از روايات مىخوانيم در يك شب يهوديهاى متقلب صد و بيست نفر از آنان را كشتند و روز بعد خيلى عادى به دنبال كار و كسبشان رفتند ، مثل اينكه هيچ اتفاقى نيفتاده است ، اين قدر تعدادشان زياد بود و همه اينها هم نبى تبليغى بودند . يعنى از تورات و دين موسى ( ع ) تبليغ مىكردند .